امتحان علوم کلاس پنجم نوبت اول

ادامه نوشته

امتحان بنویسیم سوم نوبت اول

ادامه نوشته

امتحان ریاضی سوم نوبت اول

ادامه نوشته

امتحان تاریخ ومدنی کلاس پنجم نوبت اول

ادامه نوشته

صفات دانش آموز باادب

 

قبل از ورود معلم به كلاس در س درجاي خود قرار گرفته است .

هنگام ورود معلم به احترام بر مي خيزد . تا معلم اجازه نداده نمي نشيند.

هنگام تدريس سوِِال ، بي ربط به بحث نمي پرسد.

از عطسه يا سرفه كردن با صداي بلند خود داري مي كند.(هنگام سرفه ي شديد كلاس را ترك مي كند)

بدون صدا خميازه مي كشد.

مكرر در كلاس سوال نمي پرسد يا اظهار نظر نمي كند.

آراسته ومرتب سركلاس حاضر مي شود.

از نوشتن يا نقاشي كردن برروي در وديوار يا صندلي هاي كلاس خودداري مي كند.(در صورت مشاهده تذكر مي دهد)

نسبت به بهداشت كلاس ،احساس مسؤوليت مي كند. وبه كساني كه رعايت نمي كنند تذكر مي دهد.

از كارهايي كه ايجاد سروصدا مي كند خودداري مي كند.

صندلي رابرروي زمين نمي كشد بلكه آن را بلند وجا به جا مي كند .(تا صداي آن مزاحم كلاس نشود)

بدون اجازه، صحبت معلم راقطع نمي كند.

براي كسب اجازه ي (جهت اظهار نظر سؤال كردن يا بيرون رفتن و...) بدون سروصدا وبه آهستگي دست خود را تا روبه روي صورت بالا مي برد.

در صورت عدم اجاز ه ي معلم دست خود را براي مدت طولاني بالا نگه نمي دارد.

از خوردن آدامس ، تخمه وتنقلات در كلاس خودداري مي كند.

اگر درحين صحبت معلم، ،سؤالي در ذهنش ايجاد شد، بلافاصله سؤال نمي كند تا صحبت معلم به يك نتيجه برسد، سپس در صورتي  كه هنوز سؤال باقي بود، اجازه مي گيرد وسؤال خودرار مي پرسد.

به احترام خويش ومعلم ، با همكلاسي خود درگير نمي شود .اختلاف را با كمك مدير حل مي كند.

به همكلاسي خود بي احترامي نمي كند . هميشه عفت كلام را حفظ نمي كند.

اصطلاحات يا شوخي هاي بين فردي را در حضور معلم مطرح نمي كند.(موقيعت شناس مي باشد)

اگر در حضور معلم اشتباهي كرد ، بلافاصله معذرت خواهي مي كند

امتحان بنویسیم پنجم نوبت اول

ادامه نوشته

علوم چهارم نوبت اول

ادامه نوشته

ارتفاعات ایران

ارتفاع

نام کوه

استان

3707

سهند

آذربایجان شرقی

3800

قندیل

آذربایجان غربی

4811

سبلان

اردبیل

4040

شاهانکوه

اصفهان

2790

کبیرکوه

ایلام

1950

کوه خورموج

بوشهر

4375

خُلنو

تهران

4221

زردکوه

چهارمحال و بختیاری

2858

سیاه کوه

خراسان جنوبی

3211

بینالود

خراسان رضوی

3032

کوه شاه جهان

خراسان شمالی

3701

منار

خوزستان

3332

بلقیس

زنجان

3945

کوه شاهوار

سمنان

3941

تفتان

سیستان و بلوچستان

3943

کوه بُل

فارس

4175

سیاهلان

قزوین

3154

کوه پلنگ آبی

قم

3390

شاهو

کردستان

4465

کوه هزار

کرمان

3357

پراو( پرو

کرمانشاه

4409

دنا

کهگیلویه و بویراحمد

3813

گاوکشان

گلستان

3197

بغروداغ

گیلان

4150

اشتران کوه

لرستان

5671

دماوند

مازندران

3330

ولیجیا

مرکزی

3267

هماک

هرمزگان

3580

الوند

همدان

4055

شیرکوه

یزد

منبع: http://khormaly.mih

فروع دین

یه روز خــوب و زیبـــا

رفـتم کنــــــار بــــــــابـــــــــا

گفــتــم کــه مهربونـم

یه چیز می خــوام بدونــــم

اینکـه بهشت کجایه؟

دور یا همیـــــن جاهــــایـــه

گفت:گـل من فرزندم

ای کـــــودک دلـــبــنــــــدم

بــیــا بـا هـم بريـم مـا

به یــک سفــــــر تو رویـــــا

قــدم زنـان تــوی راه

رسیـــدیــم به گـــذرگـــــاه

افـرادی بودند اونجــا

!گـفتـــن به مـــــا که:آقــــا

اجــازه ورود نـیـسـت

بگید:اصول دین چیسـت ؟

هم من گفتم هم بابا

گـفتــندکه: رد شــین حالا

اونــجـا یک سرزمینـه

شـــــهـر فــــروع دیـــنـــــه

رفتیم کـــنار کوهــی

با چـمـــن انــبــــوهـــی

یه پلـــه رفتیـــــم بالا

دیدم یه شــــهر زیــبــــا

بچه هـای خوب و ناز

همه می خوندند نماز

تمــام اون بچـــه هـــا

بودند به یـــاد خــــــــدا

رفتــیم کمــی بالاتـــر

یه شـــهرک زیبــا تــــر

مردمی اونجا هستند

با خدا عهــــدی بستند

مدتـــی از روز اونـــها

نمی خورند هیچ غــذا

!فکــر نکنــی فقیرنــد

روزه می خوان بگیرند

!میگن که روزه صبره

تا نیـــوفتیـــــم تو دره

بـــالا رفتـــیـــــم دوبــــــاره

اینـــجا مثـــــل بهــــــار

تو اون فضـــــای عالیــــش

شعار می دن اهالیش

!هر کسی خمس نمی ده

جـهنــمــــو خـــریـــــده

چون کـــه پولش حـــــرامه

ثــــــــروت بــــی دوام

رفتیــم بــالا یــک پلـــه

مــــردم اون محـــــلــــه

هســتند همــه با صفا

بخشـــنـده و با خـــــــدا

مــــال زیـــادی دارنـــد

فقــیردوست می دارند

زکات می دن به اونها

بی منـــت و بی ریـــــــا

بازم یه پلــه بالا

بـــازم یه شــــهر زیبــــــا

اونجا کناربرکـــه

مـی دن بلـــــیط مکــــــه

مردم اون آبادی

می رن به حج با شادی

تو شـــــــهرک بـــــالاتــــر

بـــه فرمـــــان پیمبـــــر

یــــا که امــــــام زمــــــان

آدمـــــهای مسلمـــــان

می رن به سوی دشمن

به جنــــگ با اهریمـــن

ترســــی به دل نـــــدارد

چـون که خدا رو دارند

شــــیعه اینــو می دونـه

جهــاد وظیفه شونــــه

باز هم به امر بــابـا

رفتـــــــم یه پلــه بــــــالا

مردمی اونجا دیدم

حرفهای خوب شنیــــدم

از کلبه های چوبی

امر می کردند به خوبی

این کار مومنینـــــه

امـر به معـــــروف اینــــه

تو شـــهرکـــی قشــنگتـــر

نهی می کنــنــــد زمنکـــر

در حال کشــت و کــارنـــد

از بــــدیـــها بــــی زارنــــد

!.....همه می گن:گناه نه

!....  سقوط تـوی چاه نه

!پدر می گـــــن که بــــابـــــا

!خسته نشــو تو حالا

دو پـــله مونـــــد به بــــــــالا

تــــــــولا و تــــبـــــــــرا

دوست داشته باش امامان

پــــیغمبر و شـیعیــان

تو که دوسـت داری مـــولا

به این می گـــن تـولا

بعد هم بیــــزاری جســـتن

یعنی دوری زدشمـن

به ایـــــن میــــــگن تبـــــــرا

نگـــاه بکـــن تو حــــالا

رســیــــــده ایم روقـــــلـــه

اونها بودند چند پلـه؟

سریــــع گفتـــــم به بــــابــــا

!جوابش میشــــه ده تـــا

بشـــمــار نــشــم رفــــــوزه

یــــک نمـــــــاز و دو روزه

سه خمس و چار زکـات بود

بعد رسیدیــم به یک رود

پنجــــم حــج بود بــابــا جون

اینها بـــودن چه آســــون

ششـــم جــهاد رو دیــدیـــم

بعـــد بالاتـــــر پریـــدیـــــم

امــر به معــــــروف هفتـــــم

!خوبــــی کنیــد ای مردم

هشتـــــم نهـــی ز مــنــــــکر

که بود خیلـــی قشنگــتر

نهـــــــم بـــــودش تـــــــــــولا

کـــــــار دهــــــم تبـــــــــرا

حــالا به بهشـــت رسیــدیــم

قشنــــگیـــها رو دیدیــــم

http://montazar.net :منبع

برنامه امتحانات کتبی نوبت اول

برنامه امتحانات کتبی کلاس اول دبستان امام سجاد(ع)گشی  نوبت اول

ایام هفته

تاریخ امتحان

نام درس

شنبه

25/10/89

ریاضی

دوشنبه

27/10/89

املاءفارسی

برنامه امتحانات کتبی کلاس سوم دبستان امام سجاد(ع)گشی نوبت اول

ایام هفته

تاریخ امتحان

نام درس

پنج شنبه

23/10/89

ریاضی

یک شنبه

26/10/89

املاءفارسی

سه شنبه

28/10/89

فارسی بنویسیم

برنامه امتحانات کتبی کلاس پنجم دبستان امام سجاد(ع)گشی نوبت اول

ایام هفته

تاریخ امتحان

نام درس

دوشنبه

20/10/89

ریاضی

چهارشنبه

22/10/89

فارسی بنویسیم

شنبه

25/10/89

تاریخ مدنی

دوشنبه

27/10/89

املاءفارسی

چهارشنبه

29/10/89

علوم تجربی

شنبه

2/11/89

جغرافیا

 

ویژگی های پیامبراسلام

   در قرآن كريم، بارها از رسول خدا(ص) نام برده شده و مهم‌ترين ويژگي‌هاي اخلاقي ايشان بيان شده است. خداوند او را داراي، خلق عظيم، ، روِوف و رحيم، ، اسوه حسنه و معرفي مي‌كند.
    ‌ويژگي‌هاي اخلاق فردي
    انسان جداي از ديگران و بدون ارتباط با آنها، در وجود خود ويژگي‌ها و خلقياتي دارد. اين ويژگي‌ها در شكل‌دهي شخصيت فرد، نقش اساسي دارد و طبيعتاً بروز و ظهورش در مسائل خانوادگي و اجتماعي و سياسي است. در ذيل به چند نمونه از خلقيات فردي پيامبر(ص)مي‌پردازيم:
    توكّل
    معناي توكل اين نيست كه انسان از وسايل و اسباب پيروزي كه خداوند در جهان ماده در اختيار او گذاشته است، صرف‌نظر كند؛ بلكه منظور اين است كه انسان در چهار ديوار عالم ماده و محدوده قدرت و توانايي خود محاسبه نشود و چشم خود را به حمايت و لطف پروردگار بدوزد. اين توجه؛ آرامش و اطمينان و نيروي فوق‌العاده روحي و معنوي به انسان مي‌بخشد كه در مواجهه با مشكلات اثر عظيمي خواهد داشت. و پيامبر خدا(ص) از توكّل كنندگان به درگاه خدا بود تا با كمك او به انجام مأموريت الهي‌اش بپردازد.
    صبر
         دوران 23 ساله رسالت پيامبر(ص) همه صبر بود: 13 سال صبر مكي؛ صبر بر آزارها و شكنجه‌ها و 10 سال صبر مدني؛ صبر به جهاد و قتال. صبر مكي بر جهاد عقيدتي، اخلاقي و تربيتي استوار بود و صبر مدني بر جهاد سياسي، اقتصادي و نظامي.
    اسوه صبر؛ رسول حق(ص) از آن هنگام كه بار سنگين رسالت را به دوش گرفت، تا آن زمان كه به رفيق اعلي پيوست، هيچ متزلزل نشد و صبوري را پيشه خود كرد.
    تواضع‌
    با اين‌كه پيامبر(ص) داراي عالي‌ترين مقام بود، از همه مردم بيشتر تواضع داشت.    آن حضرت به دستور خداوند، با تواضع تمام حتي در سلام كردن بر ديگران پيشي مي‌گرفت و مي‌فرمود:
    ، اَلحَمد‌ُ لله الَّذي جَعَلَ في اُمّتي مَن امَرني ان ابدءهُم بِالسَّلامِ ؛ سپاس خدايي را كه در امت من كساني را قرار داده كه مرا مأمور به پيش‌دستي در سلام كردن بر آنها كرده است.
    شجاعت
    پيامبر اكرم(ص) در اوج قله صلابت و شجاعت قرار داشت. او در سخت‌ترين ميدان‌ها حضور مي‌يافت و با استواري در ميدان مستقر مي‌شد و بارها قهرمانان دشمن در برابر شجاعت او مي‌گريختند. در جنگ احد وقتي مسلمين شكست خوردند، همه آنها جز اندكي همانند علي(ع) صحنه جنگ را ترك كرده، پا به فرار گذاشتند و براي حفظ جانشان از كوه‌ها بالا رفتند، اما پيامبر شجاعانه در ميدان جنگ ايستاد و مسلمانان فراري را دعوت به بازگشت مي‌كرد. اين واقعه را قرآن كريم به خوبي بيان كرده است.
    امير‌المؤمنين علي(ع) كه از شجاعان روزگار، بلكه شجاع شجاعان است، شجاعت نبي‌ گرامي اسلام(ص) را اين گونه ترسيم مي‌فرمايد:
    ، هرگاه جنگ، سخت و شعله‌ور مي‌شد، ما به رسول خدا(ص) پناه مي‌برديم و در آن هنگام، هيچ يك از ما به دشمن نزديك‌تر از او نبود.
    ويژگي‌هاي اخلاق اجتماعي
    انسان بدون ارتباط با ديگران، بسياري از توانايي‌هايش بروز نمي‌كند. ايجاد رابطه با ديگران نيز آداب و شرايط خودش را دارد. در گير و دار اين ارتباط‌هاست كه گوهر آدمي هويدا مي‌شود و انسان اجتماعي بار مي‌آيد. در اين قسمت به چند ويژگي اجتماعي از اخلاق پيامبر اكرم(ص) اشاره مي‌شود:
    استقامت و پايداري
    رسول اكرم(ص) در جامعه‌اي عقب افتاده و دور از عقل و دانش و در برابر مردمي لجوج و سرسخت و در ميان دشمناني انبوه و مصمم و در طريق ساختن جامعه‌اي سالم و سربلند و با ايمان و پيشتاز بايد استقامت مي‌كرد. استقامت رسول خدا(ص) در زمينه‌هاي گوناگون؛ اما با هدف واحد اجراي احكام الهي و جلب رضايت خداوند بود. استقامت در برابر خرافه‌پرستي مردم، پايداري در برابر بت‌پرستي، استقامت در انجام رسالت الهي، استقامت در راه تبليغ دين، مقاومت در برابر دشمني‌ها و تحمل سختي‌ها؛ از جمله مواردي بود كه پيامبر اكرم(ص) در برابر آنها ايستاد و متحمل آزار و اذيت‌هايي شد

    حياء و چشم‌پوشي
    منظور از چشم‌پوشي، ناديده گرفتن امور ناپسندي است، كه سرشت انسان آن را نمي‌پسندد. راغب در معناي حياء مي‌نويسد:
    ، وَ الحَياءُ انقباضُ النفسِ عَنِ القَبائحِ وَ تَركُه؛ حياء خودداري نفس از زشتي‌ها و ترك زشتي‌هاست. پيامبر اسلام(ص) در اين راستا در درجه‌ نهايي آن بود.

    دلسوزي نسبت به مردم
    پيامبر(ص) دلسوز مردم بود. رنج‌هاي آنها را رنج خود مي‌دانست و براي سختي‌هايي كه مردم تحمل مي‌كردند، رنج مي‌برد و سعي فراوان در رفع مشكلات مردم داشت. چنان نبود كه خود در خوشي و رفاه زندگي كند، در حالي كه مردم در مشكلات باشند. او واقعاً و قلباً مردم را دوست مي‌داشت. حتي نسبت به دشمنانش هم مهربان بود. از درگاه خداوند برايشان عذاب طلب نمي‌كرد.

    رويگرداني از باطل
    مسلّماً يك شخصيت اجتماعي كه در‌صدد اصلاح نابهنجاري‌هاي فكري، عقيدتي و فرهنگي و... جامعه است، ناروايي‌هاي گفتاري و رفتاري زيادي را از سوي مخالفان خود خواهد ديد. در بسياري از آيات از پيامبر(ص) خواسته شده كه از اعمال مشركان اعراض كند و نسبت به آنها واكنشي از خود نشان ندهد و چنان برخورد كند كه گويا نديده و نشنيده و يا براي او اين اعمال اصلاً مهم نيست و اين چه بسا براي مخالفان كوبنده‌تر از عكس‌العمل نشان دادن است:
(انعام آیه68) ؛ هرگاه كساني را ديدي كه آيات ما را استهزا مي‌كنند، از آنها روي بگردان تا به سخن ديگري بپردازند. و اگر شيطان از ياد تو ببرد، هرگز پس از ياد آمدن با اين جمعيت ستمگر منشين.
    گاه مشركان در مسجد الحرام مي‌نشستند و آياتي از قرآن را به حالت تمسخر مي‌خواندند تا پيامبر(ص) و مسلمين را بيازارند. خداوند از پيامبر(ص) مي‌خواهد وقتي چنين صحنه‌اي را مشاهد كرد، خود را وارد آنها نكند و با بي‌اعتنايي از كنارشان بگذرد تا آن كه وارد موضوع‌ ديگري شوند. مشركان با اين كار هم مي‌خواستند پيامبر(ص) را آزار روحي بدهند و هم مانع انجام مراسم عبادي توسط آن حضرت در مسجد‌الحرام بشوند.

     (اعراف آیه199) ؛ (به هر حال) با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذير و به نيكي‌ها دعوت نما و از جاهلان روي بگردان (و با آنان ستيزه مكن).


 

 

برنامه امتحانات شفاهی نوبت اول

برنامه امتحانات شفاهی  نوبت اول کلاس اول دبستان امام سجاد(ع) گشی

ایام هفته

تاریخ

نام درس

                                                                             صفحه یا درس

پنج شنبه

9/10/89

ورزش

دو وپرش زیگزاگ

شنبه

11/10/89

فارسی بخوانیم

تادرس جنگل

چهارشنبه

15/10/89

علوم تجربی

تاصفحه 54(پرسش های جزوه علوم پرسیده می شود)

برنامه امتحانات شفاهی  نوبت اول کلاس سوم دبستان امام سجاد(ع) گشی

ایام هفته

تاریخ

نام درس

     صفحه یا درس

چهارشنبه

8/10/89

قرآن

تاروز بیست و پنجم

پنج شنبه

9/10/89

ورزش

دو وپرش زیگزاگ

شنبه

11/10/89

فارسی بخوانیم

تادرس13(روخوانی ، فعالیت ها ،حفظ شعر)

دوشنبه

13/10/89

تعلیمات اجتماعی

تاصفحه 46

چهارشنبه

15/10/89

علوم تجربی

تاصفحه 62

 

برنامه امتحانات شفاهی  نوبت اول کلاس پنجم  دبستان امام سجاد(ع) گشی

ایام هفته

تاریخ

نام درس

صفحه یا درس

چهارشنبه

8/10/89

قرآن

تادرس 10

پنج شنبه

9/10/89

ورزش

دو ودرازنشت

شنبه

11/10/89

فارسی بخوانیم

تادرس14(روخوانی ،فعالیت ها ،حفظ شعر)

 

آشنایی با رود ارس

ارس نام رودخانه‌ای نسبتاً پرآب و خروشان است كه در فاصله 2 كيلومتري جلفا پس از گذشت از بستر تنگ كوهستاني كه در كوههاي نزديك جلفا ايجاد نموده است وارد جلفا مي شود. رودخانه ارس كه از كشور تركيه سرچشمه مى گيرد، حدود۴۵۰ كيلومتر از مرز آبى جمهورى اسلامى ايران با كشورهاى آذربايجان و ارمنستان را تشكيل مى دهد.

 

ادامه نوشته

عکس های از دانش آموزان

 
ادامه نوشته

داستان بعثت پیامبر اسلام

محمد امین ( ص ) قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز و
نیاز با آفریننده جهان می پرداخت و در عالم خواب رؤیاهایی می دید راستین و برابر
با عالم واقع . روح بزرگش برای پذیرش وحی - کم کم - آماده می شد . درآن شب
بزرگ جبرئیل فرشته وحی مأمور شد آیاتی از قرآن را بر محمد ( ص ) بخواند و او
را به مقام پیامبری مفتخر سازد .
سن محمد ( ص ) در این هنگام چهل سال بود . در سکوت و تنهایی و توجه خاص
به خالق یگانه جهان جبرئیل از محمد ( ص ) خواست این آیات را بخواند :
" اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم . الذی 
علم بالقلم . علم الانسان ما لم یعلم " .
یعنی : بخوان به نام پروردگارت که آفرید . او انسان را از خون بسته
آفرید . بخوان به نام پروردگارت که گرامی تر و بزرگتر است . خدایی که نوشتن
با قلم را به بندگان آموخت . به انسان آموخت آنچه را که نمی دانست .
محمد ( ص ) - از آنجا که امی و درس ناخوانده بود - گفت : من توانایی 
خواندن ندارم . فرشته او را سخت فشرد و از او خواست که " لوح " را بخواند .
اما همان جواب را شنید - در دفعه سوم - محمد ( ص ) احساس کرد می تواند
" لوحی " را که در دست جبرئیل است بخواند . این آیات سرآغاز مأموریت بسیار
توانفرسا و مشکلش بود . جبرئیل مأموریت خود را انجام داد و محمد ( ص ) نیز
از کوه حرا پایین آمد و به سوی خانه خدیجه رفت . سرگذشت خود را برای همسر
مهربانش باز گفت .
خدیجه دانست که مأموریت بزرگ " محمد " آغاز شده است . او را دلداری و
دلگرمی داد و گفت : " بدون شک خدای مهربان بر تو بد روا نمی دارد زیرا تو نسبت
به خانواده و بستگانت مهربان هستی و به بینوایان کمک می کنی و ستمدیدگان را
یاری می نمایی " .
سپس محمد ( ص ) گفت : " مرابپوشان " خدیجه او را پوشاند . محمد ( ص)
اندکی به خواب رفت .
خدیجه نزد " ورقة بن نوفل " عمو زاده اش که از دانایان عرب بود رفت ، و
سرگذشت محمد ( ص ) را به او گفت . ورقه در جواب دختر عموی خود چنین گفت :
آنچه برای محمد ( ص ) پیش آمده است آغاز پیغمبری  است و " ناموس بزرگ "
رسالت بر او فرود می آید . خدیجه با دلگرمی به خانه برگشت

منبع :   www.payambareislam.blogfa.com/cat-3.aspx - 24k